حسودی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حسودی . [ ح َ ] (حامص ) بدخواهی . رشگنی . حَسَد : کسی که غال شد اندر حسودی تو ملک خدای خانه ٔ وی جای رحبه دادش غال . عماره . اگرچه حسودی ز هر در بود برادر هم آخر برادر بود. (یوسف و زلیخا).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حسودی . [ ح َ ] (حامص ) بدخواهی . رشگنی . حَسَد : کسی که غال شد اندر حسودی تو ملک خدای خانه ٔ وی جای رحبه دادش غال . عماره . اگرچه حسودی ز هر در بود برادر هم آخر برادر بود. (یوسف و زلیخا).