حفاری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حفاری . [ ح َف ْ فا ] (حامص ) شغل حفار. عمل حفار. ◄ قنائی . چاه کنی . ◄ شغل آنکه زمینهای منخسفه یا مخروبه ٔ باستانی را برای یافتن اشیاء عتیقه کند. تیله کنی . (یادداشت مرحوم دهخدا).
مترادف و متضاد واژهدان
حفر کندن، گود کردن کاوش
فرهنگ طیفی واژهدان
خاکبرداری، حفر، گودبرداری، پیکنی، لایروبی قبر، گور، خاک، مقبره معدن، کان، تونل، نقب، میله چاه، دالان زیرزمینی بادکش لانه زیرزمینی قطار زیرزمینی، مترو حفاری باستانشناسی آبانبار، انبار حفاری
خاکبرداری، حفر، گودبرداری، پیکنی، لایروبی، معدنکاری، معدنکاوی، آتشباری قبر، گور، خاک، مقبره معدن، کان، تونل، نقب، میله چاه، دالان زیرزمینی لانه زیرزمینی قطار زیرزمینی، مترو حفاری باستانشناسی آبانبار، انبار
واژگان فارسی سره واژهدان
کندن، کاویدن، کاوش