حکیم نزاری | غزلیات | شماره ۵۳۵
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
ساکنانی که قدم در ره مقصد زدهاند دست در دامن اولاد محمد زدهاند ساکن خطه خاکند ولی از ره قدر خیمه بر طارم این سقف زمرد زدهاند در نظرشان نرود دنیی و عقبی جز دوست گره عهد برین عزم موکد زدهاند گر سر کثرت اشغال ندارند رواست باده در مجلس عشاق مجرد زدهاند بانگ وحدت چو نزاری به جهان در دادند وین منادا ز پی ملک مخلد زدهاند