خان و مان برانداختن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خان و مان برانداختن . [ ن ُ ب َ اَ ت َ ] (مص مرکب ) اساس خان و مانی را از هم پاشیدن . خانمانی را نابود کردن : دل ماکیست که سرگشته ٔ رویت باشد خان و مانها ز شکرخنده برانداخته ای . نظیری (از آنندراج ).