خشفان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خشفان . [ خ َ ش َ ] (ع مص ) رفتن در زمین . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ). ◄ درآمدن در چیزی . منه : خشف الماء. ◄ سخت سرما شدن . منه : خشف البرد. ◄ غایب شدن . (از منتهی الارب ). منه : خشف فلان ؛ غایب شد فلان . ◄ رفتن و خرامیدن بشب و گرد برآمدن . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ). منه : خشف زید خشفاناً؛ رفت زید بشب و گرد برآمد. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ).