واژه جو

خنکار

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خنکار. [ خ ُ ] (اِ) پادشاه . شاهنشاه . (ناظم الاطباء). خوندگار. خواندگار. (یادداشت بخط مؤلف ).

معنی خنکار | واژه جو