خنید
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خنید. [ خ َ ] (اِ) شهرت . اشتهار. (از برهان قاطع) (از ناظم الاطباء). آوازه . ◄ صدائی که از طاس برآید. (برهان قاطع). رجوع به خنیدن شود.
خنید. [ خ ِ ] (اِ) امتصاص . مک . (ناظم الاطباء).
خنید. [ خ ُ ] (اِ) پسند. قبول . تحسین . (برهان قاطع) (ناظم الاطباء). ◄ (ص ) مطبوع . مقبول . پسندیده . (برهان قاطع) (ناظم الاطباء).