خواهانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خواهانی .[ خوا / خا ] (حامص مرکب ) آرزو. مراد. میل . خواهش . رغبت . (ناظم الاطباء). عشق در تداول عامیانه . (یادداشت بخط مؤلف ). ◄ خواست . اراده . ◄ شهوت . ◄ طلب . (یادداشت بخط مؤلف ). ♦ خواهانی تن ؛ شهوت طلبی . (منتهی الارب ). ♦ خواهانی نمودن ؛ دعوی . دعاء. (منتهی الارب ).