خودستایی کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خودستایی کردن . [ خوَدْ / خُدْ س ِ ک َ دَ ](مص مرکب ) لاف درباره ٔ خود زدن . از خود مدح کردن . تحسین بیخود درباره ٔ خود کردن . (یادداشت بخط مؤلف ).
مترادف و متضاد واژهدان
رجز خواندن، لاف زدن، رجزخوانی کردن، خود را ستودن، خودنمایی کردن، از خود تعریف کردن کبر ورزیدن، تبختر فروختن