داد زدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
داد زدن . [ زَ دَ ] (مص مرکب ) آواز بلند برآوردن . فریاد کردن .
فرهنگ طیفی واژهدان
بلند صدا کردن، سخنرانی کردن، سلام کردن سرزنش کردن درد کردن سوگواری کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
داد زدن . [ زَ دَ ] (مص مرکب ) آواز بلند برآوردن . فریاد کردن .
فرهنگ طیفی واژهدان
بلند صدا کردن، سخنرانی کردن، سلام کردن سرزنش کردن درد کردن سوگواری کردن