دستگرای/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(دَ گِ) (ص مف.) مغلوب، زبون.واژه قبلی: دستگراواژه بعدی: دستگرد