دل آرایی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دل آرایی . [ دِ ] (حامص مرکب ) دل آرائی . دلارایی . حالت و چگونگی دلارا. دل آرا بودن . سبب شادی و نشاط بودن . سبب آرایش دل و تسلی خاطر بودن : دل شیفتگان را نتوان بست به زنجیر الا به دل آرایی و شیرینی گفتار. قطران . سروها دیدم در باغ و تأمل کردم قامتی نیست که چون تو به دل آرایی هست . سعدی . رجوع به دل آرا و دل آرای و دل آرائی شود.