دلاوری کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دلاوری کردن . [ دِ وَ ک َ دَ ] (مص مرکب ) دلیری کردن . شجاعت نشان دادن . ◄ گستاخی کردن . از حد خود تجاوز کردن : از من شنو نصیحت خالص که دیگری چندین دلاوری نکند بر دلاوران . سعدی . سعدی دلاوری و زبان آوری مکن تا عیب نشمرند بزرگان خرده دان . سعدی . ضعیفی که با قوی دلاوری کند، یار دشمن است در هلاک خویش . (گلستان سعدی ). رجوع به دلاور شود.