دیدار گشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دیدار گشتن . [ گ َ ت َ ] (مص مرکب ) مرئی شدن . (یادداشت مؤلف ). پدیدار شدن : ببزم و به نخجیر بر کوه و دشت چنین تا بژی برز دیدار گشت . اسدی (گرشاسب نامه ص ٣٤٨).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دیدار گشتن . [ گ َ ت َ ] (مص مرکب ) مرئی شدن . (یادداشت مؤلف ). پدیدار شدن : ببزم و به نخجیر بر کوه و دشت چنین تا بژی برز دیدار گشت . اسدی (گرشاسب نامه ص ٣٤٨).