رازح
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رازح . [ زِ ] (ع ص ) هلاک شونده از لاغری . (از اقرب الموارد). ◄ شتر افتاده از لاغری . ج، رُزَّح . (منتهی الارب ).
رازح . [ زِ ] (اِخ ) نام پدر قبیله ای است از خولان . (منتهی الارب ). پدر قبیله ای است از خولان بن عمروبن حاف بن قضاعة که به شام فرودآمد. (از تاج العروس ).
رازح . [ رِ ] (اِخ ) نام پدر عاصم محدثی است .(از منتهی الارب ) (تاج العروس ). رجوع به عاصم شود.