راهجرد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
راهجرد. [ ج ِ ] (اِخ ) یا راه گرد. نام قصبه ای است مرکز دهستان راهجردبخش دستجرد شهرستان قم، واقع در ٢٤هزارگزی جنوب خاوری دستجرد، متصل به جاده ٔ قم - اراک . این قصبه در کوهستان قرار گرفته و هوای آن سردسیر است . سکنه ٔ قصبه در حدود ١٥٦٩ تن میباشد. آب آن از سه رشته قنات و رودخانه ٔ زان گرد تأمین میشود. محصول عمده ٔ قصبه غلات، بنشن و پنبه و باغستانهای آن دارای میوه های بادام و زردآلو است . پیشه ٔ بیشتر مردم کشاورزی و دامپروری و کرباس بافیست . کشتزارهای داودآباد و عباس آباد و چندین مزرعه ٔ دیگر جزء این قصبه بشمار است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١). و رجوع به فارسنامه ٔ ناصری شود.
راهجرد. [ ج ِ ] (اِخ ) دهیست از دهستان شراء بخش سیمینه رود شهرستان همدان واقعدر ٧٠هزارگزی جنوب خاوری همدان، کنار رودخانه ٔ قراچای . این ده در جلگه قرار گرفته و هوای آن معتدل است و ٧٩٥ تن جمعیت دارد که همگی بکشاورزی و گله داری مشغولند. آب راهجرد از چشمه و رودخانه ٔ قره چای تأمین میشود و محصول عمده ٔ آن غلات و لبنیات است . صنایع دستی زنان قالی بافیست . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).