راهجویی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
راهجویی . (حامص مرکب ) راهجوئی . عمل راهجوی .جستن راه . جستجوی راه . جستجو کردن راه : نقیبان راهجویی برگرفتند پی فرهاد را پی درگرفتند. نظامی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
راهجویی . (حامص مرکب ) راهجوئی . عمل راهجوی .جستن راه . جستجوی راه . جستجو کردن راه : نقیبان راهجویی برگرفتند پی فرهاد را پی درگرفتند. نظامی .