رتبة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رتبة. [ رَ ت َ ب َ ] (ع ص، اِ) زمین بلند و برآمده و سنگها نزدیک بهم افتاده بعضی از بعضی .(منتهی الارب ) (آنندراج ). سنگهای نزدیک بهم افتاده بعضی از بعضی . (ناظم الاطباء). و رجوع به رَتَب شود.
رتبة. [ رُ ب َ ] (ع ص، اِ) منزلت . (اقرب الموارد). رجوع به رتبه و رتبت و رُتَب شود.
رتبه . [ رُ ب َ / ب ِ ] (از ع، اِ)رتبت . رتبة. پایه . (منتهی الارب ). پایه . مرتبه . (صراح اللغة). قدر و منزلت و جاه . (از شعوری ج ٢ ورق ٢٦). درجه و طبقه و مرتبه و پایه و جاه و شأن و منزلت و منصب و مقام . (ناظم الاطباء). پایگاه . رتبت : این فصل از تاریخ مسبوق است بر آنچه گذشت در ذکر، لیکن در رتبه سابق است . (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ٨٩). در رتبه مساوات بود عالم را در دایره هیچ نقطه را بیشی نیست . اوحدی . گربه گفتار توان رتبه ٔ کردار گرفت صائب از خوش سخنان خامه ٔ من در پیش است . صائب . در اواخر زمان شاه سلطان حسین میر محمدباقر نام فاضلی باآنکه در فضیلت از آقا جمال همعصر خود کمتر بود به رتبه ٔملاباشیگری سرافراز.... (تذکرةالملوک چ دبیرسیاقی ص ٢). اما ولات در مرتبه ٔ منصب و اعتبار زیاده از بیگلیربیگیان میباشند و رتبه ٔ بیگلیربیگیان زیاده بر خوانین . (تذکرةالملوک ص ٤). و امراء هر یک به ترتیب موافق رتبه ٔ منصب خود در کشیکخانه بدستور مجلس بهشت آیین درپهلوی یکدیگر می نشینند. (تذکرةالملوک ص ٧). ♦ رتبه ٔ علیا ؛ مقام و مرتبه ٔ بلند و جاه و جلال . (ناظم الاطباء). ♦ عیسی رتبگان ؛ پیروان حضرت عیسی . (ناظم الاطباء). ◄ لیاقت و بزرگواری و عظمت و وقار. (ناظم الاطباء). ◄ اشل . پایه . در عرف قوانین استخدامی عبارتست از اینکه حداقل و حداکثر حقوق و دستمزدی را که کارمندان ادارات و دستگاههای مختلف دولتی در تمام مدت خدمت می گیرند به چند قسمت یاگروه (در ایران به ٩ یا ١٠ یا ١١ قسمت ) می کنند و هریک را رتبه گویند. ارتقاء از رتبه ای به رتبه ای دیگراز روی سابقه ٔ خدمت و ارزش تحصیلی است و نیز رتبه بیشتر شرط ارتقاء به شغل و مقام برتر میباشد. در دستگاههای دولتی رتبه های معمول به شرح زیر بوده است : ١- رتبه های اداری از ١ تا ٩ (که هر کدام سه مرحله حداقل و حدوسط و حداکثر دارد) مخصوص اعضای اداری دستگاههای دولتی . ٢- رتبه های قضایی از ١ تا ١١ مخصوص قاضیان دادگستری . ٣- رتبه های پزشکی (پزشک یکمی و پزشک دومی ) هر یک از ١ تا ٩ مخصوص پزشکان سازمانهای بهداشتی و درمانی دولتی . ٤- رتبه های پزشکیاری (یا بهیاری ) از ١ تا ٩ مخصوص پزشکیاران یا معین پزشکان سازمانهای بهداشتی و درمانی دولتی . ٥- رتبه های استادی از ١ تا ١٠ مخصوص استادان دانشگاهها و مدارس عالی . ٦- رتبه های دانشیاری از ١ تا ١٠ ویژه ٔ دانشیاران دانشگاه یا مدارس عالی . ٧- رتبه های دبیری از ١ تا ١٠ مخصوص دبیران و معلمان فرهنگ که بیشتر بکار تدریس در مدارس متوسطه مشغول میباشند. ٨- رتبه های آموزگاری ویژه ٔ آموزگاران فرهنگ که در مدارس ابتدائی خدمت می کنند و بیشتر دیپلمه میباشند. ٩- رتبه های کمک آموزگاری ویژه ٔ معلمان فرهنگ که در مدارس ابتدایی تدریس می کنند ولی دیپلم متوسطه ندارند. ♦ بی رتبگی ؛ نداشتن پایه و مرتبه . ♦ بی رتبه ؛ بی پایه . بدون درجه و مرتبه . ♦ عالی رتبه ؛ بلندپایه . والامقام . که پایه ٔ بلند و عالی دارد. که مقام شامخ و بلندی دارد: مأمور عالی رتبه ٔ وزارت دارایی ... ♦ هم رتبه ؛ همپایه . همشأن . هم مقام . که از حیث پایه و رتبه برابر باشند. ◄ نردبان پایه . (دهار).