رد گشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رد گشتن . [ رَ گ َ ت َ ] (مص مرکب ) قبول نشدن . رد شدن . مردود شدن : گر نیندی واقفان امر کن در جهان رد گشته بودی این سخن . مولوی . و رجوع به رد شدن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رد گشتن . [ رَ گ َ ت َ ] (مص مرکب ) قبول نشدن . رد شدن . مردود شدن : گر نیندی واقفان امر کن در جهان رد گشته بودی این سخن . مولوی . و رجوع به رد شدن شود.