رد گم کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رد گم کردن . [ رَ گ ُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) در تداول عامه، پی گم کردن . اثر چیزی یا کاری را از بین بردن . ایز گم کردن . بمجاز، گمراه ساختن . توجه و نظر کسی را از چیزی اصلی منحرف گردانیدن و بسوی چیز دیگر کشانیدن .