رستخیز شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رستخیز شدن . [ رَ ت َ / رَ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) غوغا شدن . شور و ولوله برپا گشتن . هنگامه بپا شدن . قیامت شدن : داد از آن سلطان که هرجا خیمه ٔ بیداد زد رستخیزی شد که از خاک شهیدان ناله خاست . شانی مشهدی (از ارمغان آصفی ).