رسیلة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رسیلة. [ رُ س َ ل َ ] (ع اِ مصغر) تصغیر رسلة. ج، رُسَیلات . (از اقرب الموارد). رجوع به رَسیلة شود. ◄ القی الکلام علی رسیلاته ؛ یعنی خوار داشت او را. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
رسیلة. [ رَ ل َ ] (ع اِ) مکتوب . نامه . ج، رسایل . (یادداشت مؤلف ).