زبانا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زبانا. [ زُ ] (اِخ ) نام منزل شانزدهم از منازل قمر و آن دو ستاره اندکه از آن دو شاخ پیشین برج عقرب است . (غیاث اللغات ). زبانا منزلی از منازل قمر که بیست و هشت منزل دارد. (کشف اللغات ). منزل شانزدهم بود از منازل بیست و هشت قمر و علامت او دو ستاره است بر دو کفه ٔ میزان هر دو از اکبر قدر ثالث، یکی را که بر طرف جنوب است کفةالجوبیة... و عرب گویند که این دو کوکب بر زبانای عقرب واقعند یعنی بر دو قرن او. (فرهنگ نظام بنقل از شرح بیست باب ملامظفر). عرب اول و سوم را که بر دو کفه اند و روشن ترند دو زباناء عقرب خوانند یعنی دو سر او و آن منزل شانزدهم قمر است و بعضی گفته اند ایشان را زبانا از آن خوانده اند که از یکدیگر مندفعاند یعنی دور وزبن دفع بود . (ترجمه ٔ صور الکواکب ). چون قمردر نهایت عرض شمالی بود بمیان هر دو زبانا بگذرد. (ترجمه ٔ صور الکواکب ). پس در وسط دو زبانا تا او یازده درجه و پنج دقیقه باشد. (ترجمه ٔ صور الکواکب ). پس از میان زبانا تا وسط کواکب جبهه پانزده درجه و سی وپنج دقیقه باشد. (ترجمه ٔ صور الکواکب ) : از منازل که برین چرخ برین دارد جای آنچه نحسست همین است که گفتم حاشاک شوله و اخبیه و نثره و صرفه دبران بلده و ذابح واکلیل و زبانا و سماک . خواجه نصیر (از کاشفی در لوایح ). هنگام حلول قمر در زبانا از منازل برج میزان ... صالح است برای ساختن نبیذ و نوپوشیدن ... حذر کند از سفر دریا... (از لوایح القمر کاشفی فصل سوم از خاتمه ). زبانا دو ستاره است بر دو کفه ٔ میزان هر دو از اکبر قدر ثالث، عرب آن دو را واقع بر زبانای عقرب دانند یعنی بردو قرن او. (تحفة الافلاک هدایت ص ٤٣١). رجوع به لوایح القمر کاشفی فصل ٤ از خاتمه شود : چارصفهای ملک در صفه های نه فلک بر زبانا جای استسقای باران دیده اند. خاقانی . گریند بر تو جانوران تا بحد آنک عقرب ز راه نیش و زباناگریسته . خاقانی . زان رمح مارسان زدم کژدم فلک بیرون کند گره به زبانا برافکند. خاقانی . میزان چو زبان مرد دانا بگشاده زبانه با زبانا. نظامی . ثریا چو در تاج مرجان صافی زبانا چو در دیر قندیل راهب . حسن متکلم . رجوع به زبانان، زبانی و زبانیان شود.