زینت گر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زینت گر. [ ن َ گ َ ] (ص مرکب ) زینت دهنده . که زینت دهد. که آراید : تا فرش عدل او شده زینت گر زمین برچیده است ظلم بساط ستمگری . طالب آملی (از آنندراج ). رجوع به زینت و دیگر ترکیبهای آن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زینت گر. [ ن َ گ َ ] (ص مرکب ) زینت دهنده . که زینت دهد. که آراید : تا فرش عدل او شده زینت گر زمین برچیده است ظلم بساط ستمگری . طالب آملی (از آنندراج ). رجوع به زینت و دیگر ترکیبهای آن شود.