سبری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سبری . [ س ُ رُ ] (اِ)در خراسان امروزی بمعنی سیه سینه یعنی باقری قراست .
سبری . [ س َ / س ُ ] (ص نسبی ) انتساب اجدادی است . (از انساب سمعانی ). نسبت اجدادی است . (لباب الانساب ج ١ ص ٥٢٩).
سبری . [ س َ ] (اِخ ) ابوبکر سبری بن ابوسبره . تابعی و مفتی مدینه بود. (منتهی الارب ). و رجوع به ابوبکر شود.