سبکی کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سبکی کردن . [ س َ ب ُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) زودگذر بودن . زود تمام شدن : سبکی کرد و [ ماه روزه ] بهنگام گذر کرد و برفت تا نگویند فروهشته برِ ما لنگر. فرخی . ◄ تظاهر بخفت روح و سبک مغزی کردن .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سبکی کردن . [ س َ ب ُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) زودگذر بودن . زود تمام شدن : سبکی کرد و [ ماه روزه ] بهنگام گذر کرد و برفت تا نگویند فروهشته برِ ما لنگر. فرخی . ◄ تظاهر بخفت روح و سبک مغزی کردن .