ستل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ستل . [ س َ ت َ ] (ع اِ) عقاب یا مرغیست دیگر مشابه بعقاب یا بکرکس . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). ◄ پس روان . (منتهی الارب ). تَبَع . (تاج العروس ).
ستل . [ س َ ](ع مص ) یکی پس از دیگری برآمدن . (از منتهی الارب ).
ستل . [ س َ ] (اِ) ظرفی بزرگ با یک دسته که دوسوی آن بدو سوی ظرف پیوسته است . رجوع به سطل شود.