ستیره
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ستیره . [ س َ رَ / رِ ] (اِ) پنج انگشت .نباتی است . (مهذب الاسماء). رجوع به پنج انگشت شود.
ستیره . [س َ رَ / رِ ] (از ع، ص ) مستور. پوشیده : سخت زیبا لیک هم یک چیز هست کآن ستیره دختر حلواگر است . (مثنوی ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ستیره . [ س َ رَ / رِ ] (اِ) پنج انگشت .نباتی است . (مهذب الاسماء). رجوع به پنج انگشت شود.
ستیره . [س َ رَ / رِ ] (از ع، ص ) مستور. پوشیده : سخت زیبا لیک هم یک چیز هست کآن ستیره دختر حلواگر است . (مثنوی ).