ستیزه کاری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ستیزه کاری . [ س ِ زَ / زِ ] (حامص مرکب ) عمل ستیزه کار. لجاجت . خصومت : چونکه دید او ستیزه کاری من ناشکیبی و بیقراری من . نظامی . بر وفق چنین خلافکاری تسلیم به از ستیزه کاری . نظامی . رجوع به ستیزه کار شود.