سخت کش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سخت کش . [ س َ ک َ / ک ِ ] (نف مرکب ) آنکه کمان سخت را بکشد. (آنندراج ) : تنی چندبگزید عیاروش کماندار و سختی کش سخت کش . نظامی . ◄ ستور که رام نباشد. که منقاد نباشد. سرکش : ابلیس در جزیره ٔ تو برنشست بر بی فسار سخت کش توسنش . ناصرخسرو (دیوان چ کتابخانه ٔ تهران ص ٢٢٨).