واژه‌جو

سخن کشیدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سخن کشیدن . [ س ُ خ َ ک َ / ک ِ دَ ] (مص مرکب ) سخن شنیدن اعم از آنکه خوش باشد یا ناخوش . (آنندراج ). تحمل سخن کردن : گدای من سخن تلخ میفروش کشید خوش آنکه منت می چون سبو بدوش کشید. مفید بلخی (از آنندراج ).

معنی سخن کشیدن | واژه‌جو