سرون گاه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سرون گاه . [ س ُ ] (اِ مرکب ) سُروگاه . جای رُستن شاخ حیوان و آن هر دو طرف سر است در عرض . آن را بعربی شقیقه گویند. (غیاث ). موضعی که از آن شاخ روید که عبارت از میان سر باشد. (رشیدی ) (آنندراج ) : همان در سرون گاه ماده دو تیر بزد همچنان مرد نخجیرگیر. فردوسی . سری کوسزاوار باشد به تاج سرون گاه او مشک باشد نه عاج . نظامی .