سلفیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سلفیدن . [ س ُ دَ ] (مص ) سرفیدن . (آنندراج ). سرفه کردن . سعال . (زمخشری ). سرفه کردن . سرفیدن . عطسه زدن . (ناظم الاطباء) : هم فرقی و هم زلفی مفتاحی و هم قلفی بی رنج چه می سلفی آواز چه لرزانی . مولوی (از جهانگیری ). ◄ درج کردن . نصب نمودن . (ناظم الاطباء).