سنایی | دیوان اشعار | غزلیات | غزل شماره ۲۲
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
ما باز دگر باره برستیم ز غمها در بادیه عشق نهادیم قدمها کندیم ز دل بیخ هواها و هوسها دادیم به خود راه بلاها و المها اول به تکلف بنوشتیم کتبها و آخر ز تحیر بشکستیم قلمها لبیک زدیم از سر دعوی چو سنایی بر عقل زدیم از جهت عجز رقمها اسباب صنمهاست چو احرام گرفتیم در شرط نباشد که پرستیم صنمها