سودمندی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) (حامص.)<BR>۱- نفع.<BR>۲- فایده.<BR>۳- باروری.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~.) (حامص.) ۱- نفع. ۲- فایده. ۳- باروری.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سودمندی . [ م َ ] (حامص مرکب ) نفع. منفعت . فایده . (ناظم الاطباء) : دل آرام دارید از چار چیز کزو خوبی و سودمندیست نیز. فردوسی . بی آزاری و سودمندی گزین که این است فرهنگ و آیین و دین . فردوسی . از آن پند کو سر بلندی دهد بگفت آنچه او سودمندی دهد. نظامی .