شاه نعمتالله ولی | غزلیات | غزل شماره ۱۳۱۹
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
نقد گنج کنج دل از ما بجو آبرو جوئی در این دریا بجو یک دمی با ما به میخانه خرام ذوق سرمستان ما آنجا بجو دنیی و عقبی به این و آن گذار حضرت یکتای بیهمتا بجو رند سرمستی اگر جوئی بیا در خرابات مغان ما را بجو در همه آئینهها او را طلب یک مسما از همه اسما بجو شرح اسماء الهی خوش بخوان معنیش در دفتر اشیا بجو نور او در چشم ما پنهان شده آنچنان پنهان چنین پیدا بجو ما مقیم خلوت دل گشتهایم جای ما در جنت المأوا بجو سید ما نور چشم عالم است نور او از جمله اشیا بجو