شاه نعمتالله ولی | غزلیات | غزل شماره ۱۴۹۰
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
گر ز صاحبنظر نظر یابی نور او نور هر بصر یابی ور درآئی به بحر ما با ما بحر ما را پر از گهر یابی ظاهر و باطنش نکو دریاب مظهر و مظهرات اگر یابی جام گیتی نما به دست آور آفتابست و در قمر یابی رند مستی مجو ز مخموری که ز سوداش دردسر یابی گذری گر کنی به میخانه عالمی مست و بیخبر یابی در خرابات اگر نهی قدمی حال سید به ذوق دریابی