شاه نعمتالله ولی | غزلیات | غزل شماره ۲۵۱
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
چشمه چشم ما پر آب خوش است سر آبی در این سراب خوش است در ضمیر منیر هر ذره دیدن نور آفتاب خوش است جامی از میبگیر و پر میکن که چنین جام پر شراب خوش است عین آبیم و تشنه میگردیم نزد ما آب پر حباب خوش است آفتابی ز ماه بسته نقاب روشنش بین در این نقاب خوش است خوش بود بیحجاب دیدن او ور بود نیز در حجاب خوش است از سر ذوق گفته سید گر بگوید کسی جواب خوش است