شاه نعمتالله ولی | غزلیات | غزل شماره ۴۷۱
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
عاشقانی که در جهان باشند همچو جان در بدن روان باشند میو جامند همچو آب و حباب موج و دریا همین همان باشند خوش کناری گرفتهاند ز اغیار گر چه با یار در میان باشند از همه پادشه نشان دارند بینشانی از آن نشان باشند خلق و حق را به ذوق دریابند واقف از سر این و آن باشند نعمتالله را به دست آور تا بدانی که آنچنان باشند