شاکریه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شاکریة. [ ک َ / ک ِ ری ی َ ] (ع اِ) مزد و اجر شاکری . ◄ ج ِشاکری بود. (اقرب الموارد). و رجوع به شاکری شود.
شاکریة. [ ک ِ ری ی َ ] (ص نسبی ) شاکری . قبیله ای است منسوب به ابن شاکر. (از تاج العروس ). شاکریة. منسوب است به شاکر که بطنی است از همدان . (از نساب سمعانی ).
شاکریه . [ ک ِ ری ی َ ] (اِخ ) دهی است از بخش حومه ٔ سوسنگرد شهرستان دشت میشان واقع در ٦ هزارگزی شمال خاوری سوسنگرد و ٤ هزارگزی شمال راه عمومی اهواز به سوسنگرد و در ساحل شمالی رود کرخه . دشت و هوای آن گرمسیر و سکنه ٔ آن ٣٠٠ تن است . آب آن از رودخانه ٔ کرخه بوسیله ٔ سه موتور آبکش تأمین میشود. محصول عمده ٔ آن غلات و صیفی است، شغل اهالی زراعت وگله داری میباشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).