شبت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شبت . [ ش ِ ] (اِ) دالان و دهلیز خرد و کوچک . (برهان ). دالان و دهلیز کوچک . (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (انجمن آرا). ◄ گیاهی است . رجوع به شِبِت شود.
شبت . [ ش ِب ِ ] (اِ) رستنیی را گویند که در ماست کنند و به شیرازی «شود» خوانند. (از برهان ). نام گیاهی است که آن را شوید نیز گویند و از تیره ٔ چتریان است . برگهای آن بسیار بریده و عطری ملایم دارد. (از گیاه شناسی گل گلاب ص ٢٣٥). رجوع به شوید و شیویت و شِبت و شبث شود.