شبکه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(شَ بَ کَ یا کِ) [ ع. شبکة ] (اِ.)<BR>۱- هر چیز سوراخ سوراخ.<BR>۲- تور ماهی گیری.<BR>۳- در فارسی چند مؤسسه یا دستگاه وابسته به هم را گویند که در یک رشته کار کنند. ؛ ~بانکی مجموعة سازمانی به هم پیوسته با هدف اجرای عملیات بانکی. ؛ ~ کامپیوتری تعدادی کامپیوتر و دستگاههای جانبی که به وسیلة کابل یا خط تلفن یا سایر پیوندهای ارتباطی به یکدیگر متصل شده باشند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(شَ بَ کَ یا کِ) [ ع. شبکه ] (اِ.) ۱- هر چیز سوراخ سوراخ. ۲- تور ماهی گیری. ۳- در فارسی چند مؤسسه یا دستگاه وابسته به هم را گویند که در یک رشته کار کنند. ؛ ~بانکی مجموعه سازمانی به هم پیوسته با هدف اجرای عملیات بانکی. ؛ ~ کامپیوتری تعدادی کامپیوتر و دستگاههای جانبی که به وسیله کابل یا خط تلفن یا سایر پیوندهای ارتباطی به یکدیگر متصل شده باشند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شبکه . [ ش َ ب َ ک َ / ک ِ ] (ع اِ) شبکة. این اصطلاح برای خطوط متعدد و کثیر و متقاطع تلفن و راه آهن و تلگراف و لوله های آب که در ناحیتی محدود یا وسیع نصب شده باشد (برحسب مورد) به کار رود.
مترادف و متضاد واژهدان
کانال تور گروه پنجرهمشبک
فرهنگ طیفی واژهدان
حصیر، سبد، تور، توری، بافته
واژگان فارسی سره واژهدان
تار