شطار
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) [ ع. ] (ص.)<BR>۱- بسیار زیرک.<BR>۲- بسیار خبیثت.<BR>۳- چاقوکش.<br>
فرهنگ فارسی معین
(شَ طّ) [ ع. ] (ص.) ۱- شطرنج باز. ۲- قمارباز.
(~.) [ ع. ] (ص.) ۱- بسیار زیرک. ۲- بسیار خبیثت. ۳- چاقوکش.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شطار. [ ش َطْ طا ] (ع ص ) شطرنج باز. ◄ قمارباز. مقامر. (فرهنگ فارسی معین ).
شطار. [ ش ُطْ طا ] (ع ص، اِ) ج ِ شاطِر. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به شاطر شود. ◄ عَیّار. (تمدن جرجی زیدان ص ٤٧). رجوع به عیار و ترجمه ٔ تمدن جرجی زیدان شود.
شطار. [ ش ِ ] (ع مص ) مشاطره و چیزی را در میان همدیگر به دو نصف کردن . (ناظم الاطباء). رجوع به مشاطرة شود.