شمع ریختن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شمع ریختن . [ ش َ ت َ ] (مص مرکب ) ساختن شمع. (از آنندراج ) : چشم مخمور ترا تا دیده نرگس از قلم شمع می ریزد که بر بالین بیمار آورد. محسن تأثیر (از آنندراج ). رجوع به شمعریز شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شمع ریختن . [ ش َ ت َ ] (مص مرکب ) ساختن شمع. (از آنندراج ) : چشم مخمور ترا تا دیده نرگس از قلم شمع می ریزد که بر بالین بیمار آورد. محسن تأثیر (از آنندراج ). رجوع به شمعریز شود.