شور افتادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شور افتادن . [اُ دَ ] (مص مرکب ) وجد و شوق حاصل شدن : شوری ز وصف روی تو در خانقه فتاد صوفی طریق خانه ٔ خمار برگرفت . سعدی . ♦ شور افتادن دل ؛ در تداول زنان، مضطرب شدن . دلواپس شدن . (یادداشت مؤلف ). اضطراب و نگرانی یافتن .