شور انداختن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شور انداختن . [ اَ ت َ ](مص مرکب ) شور افکندن . ◄ سخت به گریه و ندبه داشتن حاضران . سبب غوغاء و ضوضاء و گریه و بی قراری بسیار شدن، چنانکه شور انداختن روضه خوان در مجلس روضه و نوحه گر یا تعزیه خوان . (از یادداشت مؤلف ). ◄ حالت وجد و طرب ایجاد کردن : آفرین بر زبان شیرینت کاین همه شور در جهان انداخت . سعدی .