شکار گردیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شکار گردیدن . [ ش َ گ َ دی دَ ] (مص مرکب ) شکار شدن . (یادداشت مؤلف ). مغلوب گشتن : اکنون شکار آن مژه گردید شیخ شهر شهباز ما کبوتر یاهو گرفته است . خان آرزو (از آنندراج ). و رجوع به شکار گشتن و شکار شدن شود.