شکارافکنی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شکارافکنی . [ ش ِ اَ ک َ ] (حامص مرکب ) عمل و شغل شکارافکن . شکارچی گری . صیادی . شکارگری : کوهی از قیر پیچ پیچ شده بر شکارافکنی بسیچ شده . نظامی . به شکارافکنی گشاد کمند از پی گور کند گوری چند. نظامی . بچه ٔ گور خورده سیر شده به شکارافکنی دلیر شده . نظامی . و رجوع به شکارافکن شود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی