شکرآباد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شکرآباد. [ ش َ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش زرند شهرستان ساوه . سکنه ١٩٩ تن . آب آن از قنات . محصول عمده غلات، بنشن، پنبه و انگور است . صنایع دستی زنان جوال بافی است . راه فرعی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١).
شکرآباد. [ ش ِ ک َ ](اِخ ) دهی است از دهستان یوسف آباد بخش سلسله ٔ شهرستان خرم آباد. سکنه ١٥٠ تن . آب آن از رودخانه ٔ کهمان است . محصول عمده غلات و حبوب و لبنیات . ساکنان از طایفه ٔ یوسف وند هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).
شکرآباد. [ ش ِ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کاغه ٔ بخش دورود شهرستان بروجرد. سکنه ١٥٠ تن . آب آن از رودخانه و قنات . محصول عمده غلات است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).