شکرآب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شکرآب . [ ش َ ک َ ] (اِخ ) دهی است به شمال تهران آن سوی قلعه ٔ توچال میان شهرستانک وآهار. ◄ آبی است بدین نام در آن موضع.
شکرآب . [ ش َ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان اجارود بخش گرمی شهرستان اردبیل . آب از چشمه . سکنه ٢٦٩ تن . محصول عمده غلات و حبوب . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
شکرآب . [ ش َ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان جلگه افشاردوم بخش اسدآباد شهرستان همدان . سکنه ١٣٣ تن . آب ازچشمه است . محصول عمده غلات و لبنیات و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).